عضویت در گروه ePark
ایمیل خود را وارد نمایید سپس اینتر را فشار دهید





لینک پیشنهادی :
تبلیغات شما در این مکان
نوشته شده توسط سوپراستار در چهارشنبه 29 آبان 1387 و ساعت 10:06 ب.ظ نظر شما ()
موضوع : Fun Pictures , طنز ,
برچسب های این مطلب :
http://i34.tinypic.com/xnhvv5.jpg
نرم افزار جدید nAlertMe Beta 2 : نرم افزاری برای گوشی های نوکیا سری 60 ورژن 3 که نوعی دزدگیر جالب میباشد که با تکان خوردن گوشی آژیر میزند , در این نرم افزار از تکنولوژی شتاب سنج استفاده شده است که باید حتما گوشی های جزء گوشی های دارای شتاب سنج مانند : N95,N82, ... باشد .


دانلود با حجم 191 کیلوبایت

پسورد : www.arashp30.ir (با حروف کوچک وارد کنید)

نکته 1 : ابتدا N95 Accelerometer Plugin را نصب کنید و سپس نرم افزار اصلی .
نکته 2 :( nAlertMe beta2 (unsigned  باید ساین شود .





لینک پیشنهادی :
تبلیغات شما در این مکان
نوشته شده توسط سوپراستار در چهارشنبه 29 آبان 1387 و ساعت 09:59 ب.ظ نظر شما ()
موضوع : موبایل ,
برچسب های این مطلب :
nAlertMe Beta 2 ,
http://i34.tinypic.com/smx0l1.jpg
مجموعه عکس های زیبا و چشم نواز که شامل 20 عکس با سایز 240x320 پیکسل در موضوعات مختلف با کیفیت بالا میباشد و مناسب برای قراردادن در پشت زمینه گوشی های موبایل میباشد .

دانلود با حجم 607 کیلوبایت

پسورد : www.arashp30.ir (با حروف کوچک وارد کنید)





لینک پیشنهادی :
تبلیغات شما در این مکان
نوشته شده توسط سوپراستار در چهارشنبه 29 آبان 1387 و ساعت 09:55 ب.ظ نظر شما ()
موضوع : موبایل ,
برچسب های این مطلب :
http://i37.tinypic.com/am7azp.jpg
بازی اکشن و بسیار زیبا و معروف Tomb Raider:Underworld به صورت جاوا برای گوشی های 320×240 پیکسل که این بازی جاوا را می توانید در ادامه ی متن دانلود کنید .


دانلود با حجم 1.09 مگابایت

پسورد : www.arashp30.ir (با حروف کوچک وارد کنید)





لینک پیشنهادی :
تبلیغات شما در این مکان
نوشته شده توسط سوپراستار در سه شنبه 28 آبان 1387 و ساعت 10:09 ب.ظ نظر شما ()
موضوع : موبایل , بازی ,
برچسب های این مطلب :
Tom Rider : Underwrold ,
http://i36.tinypic.com/2prs3ll.jpg
256x256 | 41 icons | PNG & ico | 2.29 MB


دانلود - لینک غیرمستقیم (رپیدشیر)

حجم : 2.30 مگابایت





لینک پیشنهادی :
تبلیغات شما در این مکان
نوشته شده توسط سوپراستار در سه شنبه 28 آبان 1387 و ساعت 10:08 ب.ظ نظر شما ()
موضوع : دانلود ,
برچسب های این مطلب :
Sticker icons ,

یكی از روزهای سال اول دبیرستان بود. من از مدرسه به خانه بر می گشتم كه یكی از بچه های كلاس را دیدم. اسمش مارك بود و انگار همه‌ی كتابهایش را با خود به خانه می برد.

با خودم گفتم: 'كی این همه كتاب رو آخر هفته به خانه می بره. حتما ً این پسر خیلی بی حالی است!'

من برای آخر هفته ­ام برنامه‌ ریزی كرده بودم. (مسابقه‌ی فوتبال با بچه ها، مهمانی خانه‌ی یكی از همكلاسی ها) بنابراین شانه هایم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم.‌

همینطور كه می رفتم،‌ تعدادی از بچه ها رو دیدم كه به طرف او دویدند و او را به زمین انداختند. كتابهاش پخش شد و خودش هم روی خاكها افتاد.

عینكش افتاد و من دیدم چند متر اونطرفتر، ‌روی چمنها پرت شد. سرش را كه بالا آورد، در چشماش یه غم خیلی بزرگ دیدم. بی اختیار قلبم به طرفش كشیده شد و بطرفش دویدم. در حالیكه به دنبال عینكش می گشت، ‌یه قطره درشت اشك در چشمهاش دیدم.

همینطور كه عینكش را به دستش می‌دادم، گفتم: ' این بچه ها یه مشت آشغالن!'

او به من نگاهی كرد و گفت: ' هی ، متشكرم!' و لبخند بزرگی صورتش را پوشاند. از آن لبخندهایی كه سرشار از سپاسگزاری قلبی بود.

من كمكش كردم كه بلند شود و ازش پرسیدم كجا زندگی می كنه؟ معلوم شد كه او هم نزدیك خانه‌ی ما زندگی می كند. ازش پرسیدم پس چطور من تو را ندیده بودم؟

او گفت كه قبلا به یك مدرسه‌ی خصوصی می رفته و این برای من خیلی جالب بود. پیش از این با چنین كسی آشنا نشده بودم. ما تا خانه پیاده قدم زدیم و من بعضی از كتابهایش را برایش آوردم.

او واقعا پسر جالبی از آب درآمد. من ازش پرسیدم آیا دوست دارد با من و دوستانم فوتبال بازی كند؟ و او جواب مثبت داد.

ما تمام اخر هفته را با هم گذراندیم و هر چه بیشتر مارك را می شناختم، بیشتر از او خوشم می‌آمد. دوستانم هم چنین احساسی داشتند.

صبح دوشنبه رسید و من دوباره مارك را با حجم انبوهی از كتابها دیدم. به او گفتم:' پسر تو واقعا بعد از مدت كوتاهی عضلات قوی پیدا می كنی،‌با این همه كتابی كه با خودت این طرف و آن طرف می بری!' مارك خندید و نصف كتابها را در دستان من گذاشت.

در چهار سال بعد، من و مارك بهترین دوستان هم بودیم. وقتی به سال آخر دبیرستان رسیدیم، هر دو به فكر دانشكده افتادیم. مارك تصمیم داشت به جورج تاون برود و من به دوك.

من می دانستم كه همیشه دوستان خوبی باقی خواهیم ماند. مهم نیست كیلومترها فاصله بین ما باشد.

او تصمیم داشت دكتر شود و من قصد داشتم به دنبال خرید و فروش لوازم فوتبال بروم.

مارك كسی بود كه قرار بود برای جشن فارغ التحصیلی صحبت كند. من خوشحال بودم كه مجبور نیستم در آن روز روبروی همه صحبت كنم.

من مارك را دیدم. او عالی به نظر می رسید و از جمله كسانی به شمار می آمد كه توانسته اند خود را در دوران دبیرستان پیدا كنند.

حتی عینك زدنش هم به او می آمد. همه‌ی دخترها دوستش داشتند. پسر، گاهی من بهش حسودی می كردم!

امروز یكی از اون روزها بود. من میدیم كه برای سخنرانی اش كمی عصبی است. بنابراین دست محكمی به پشتش زدم و گفتم: ' هی مرد بزرگ! تو عالی خواهی بود!'

او با یكی از اون نگاه هایش به من نگاه كرد( همون نگاه سپاسگزار واقعی) و لبخند زد: ' مرسی'.

گلویش را صاف كرد و صحبتش را اینطوری شروع كرد: ' فارغ التحصیلی زمان سپاس از كسانی است كه به شما كمك كرده اند این سالهای سخت را بگذرانید. والدین شما، معلمانتان، خواهر برادرهایتان شاید یك مربی ورزش... اما مهمتر از همه، دوستانتان...

من اینجا هستم تا به همه ی شما بگویم دوست كسی بودن، بهترین هدیه ای است كه شما می توانید به كسی بدهید. من می خواهم برای شما داستانی را تعریف كنم.'

من به دوستم با ناباوری نگاه می كردم، در حالیكه او داستان اولین روز آشناییمان را تعریف می كرد. به آرامی گفت كه در آن تعطیلات آخر هفته قصد داشته خودش را بكشد. او گفت كه چگونه كمد مدرسه اش را خالی كرده تا مادرش بعدا ً وسایل او را به خانه نیاورد.

مارك نگاه سختی به من كرد و لبخند كوچكی بر لبانش ظاهر شد.

او ادامه داد: 'خوشبختانه، من نجات پیدا كردم. دوستم مرا از انجام این كار غیر قابل بحث، باز داشت.'

من به همهمه‌ ای كه در بین جمعیت پراكنده شد گوش می دادم، در حالیكه این پسر خوش قیافه و مشهور مدرسه به ما درباره‌ی سست ترین لحظه های زندگیش توضیح می داد.

پدر و مادرش را دیدم كه به من نگاه می كردند و لبخند می زدند. همان لبخند پر از سپاس.

من تا آن لحظه عمق این لبخند را درك نكرده بودم.

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.

 

خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.

دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم.

حالا شما دو راه برای انتخاب دارید:

1) این نوشته را به دوستانتان نشان دهید،

2) یا آن را پاك كنید گویی دلتان آن را لمس نكرده است.

همانطور كه می بینید، من راه اول را انتخاب كردم.

' دوستان،‌ فرشته هایی هستند كه شما را بر روی پاهایتان بلند میكنند، زمانی كه بالهای شما به سختی به یاد می‌آورند چگونه پرواز كنند.'

هیچ آغاز و پایانی وجود ندارد...

دیروز،‌ به تاریخ پیوسته،

فردا ، رازی است ناگشوده،

اما امروز یك هدیه است

 

نویسنده : ناشناس





لینک پیشنهادی :
تبلیغات شما در این مکان
نوشته شده توسط سوپراستار در دوشنبه 27 آبان 1387 و ساعت 08:38 ب.ظ نظر شما ()
موضوع : داستان کوتاه ,
برچسب های این مطلب :
 نوشته های پیشین
+ سال 1389 هجری شمسی مبارک باد
+ 25 عکس موبایل بسیار زیبا برای موبایل
+ دانلود رایگان بازی کامپیوتری فرار از زندان Prison Break: The Conspiracy 2010
+ نرم افزار فیلم های نوروزی سال 1389 صدا و سیما با فرمت جاوا
+ .::: کارت پستال ویژه نوروز 89 :::. پیشاپیش سال نو مبارک
+ بازی Crayon Physics Deluxe v1.0 خلاقیت های فیزیکی
+ نرم افزار شبیه ساز مطالعه برای خواب SleepingPill v1.0
+ نرم افزار راهنمای سفر و گردشگری سفریاب
+ نقشه های GPS سازگار با نرم افزار NaviTel
+ نرم افزار جی پی اس NaviTel v3.2.6.3594 با قابلیت مسیر یابی
+ بازی با قابلیت شتاب سنج Resco Bubbles v1.31
+ نرم افزار پیغام گیر و منشی تلفنی Webgate Voice Inbox
+ مدلهای فشن آرمانی سبک سی تی آر اف
+ Google Buzz وارد میدان شد!
+ نرم افزار Nokia Maps v3.03 همراه با نقشه و صوت قابل Navigation تهران

صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...
 آمار گیر ها
به دلیل مشکلات به وجود آمده دیگر لینک باکس قرار نمی دهیم ، لطفا در خواست نکنید